مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1386

چند تا قطعه شعری کوتاه براتون می ذارم امیدوارم نقد بشه: من قدیما دوست زیاد داشتم ها

شاعر نشد لبم که به سیگار پک زنم

راهی نبود قلب شما را به شک زنم

باید تمام راز مرا شاعرانه گفت

وقتی نمی شود به شما حرف رک زنم

                 *****

به این مسافر شب های خیس جا بدهید

یکی دو قطره ی اشکی به ابرها بدهید

خدا درون ورق های من نمی گنجد

به من نشانه ای از بنده خدا بدهید

                  *****

نوشته های مرا با با خودت عجین کردی

تو پشت عاطفه این قلم کمین کردی

تمام صفحه دفتر نوشته ام تابوت

نخواندی و ورقم را پر از زمین کردی