جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 22 فروردین ماه سال 1386

با هر چه که هست و بود باید بروی

یک روز شبیه رود باید بروی

تقویم یواشکی به من می گوید

دیر آمده ای و زود باید بروی                  آیدا دانشمندی

امیدوارم این تغییر طرز فکر در مورد اینکه ؛من به شعر نیاز ندارم بلکه شعر به من نیاز داره ما رو از خوندن شعرهای زیبای خانم دانشمندی محروم نکنه و همچنان شاهد حضور پررنگ آیدا دانشمندی در دنیای مجازی شعر باشیم و به قول خودش ساعت ها در این دنیا بشینیم و بخندیم و گریه کنیم و بگیمو بشنویم: سلامامونو ... عشقامونو... دردامونو... تنهاییهامونو..

 

شنبه 18 فروردین ماه سال 1386

پس مانده هایم روی کاغذ مانده اند و

یعنی کسانی قصه ام را خوانده اند و

این پاره ها را روی گرمای اجاقی

در بی تفاوت های خود سوزانده اند و

<< من شاعر چشمان یک دختر نبودم>>

با حرف خود شعر مرا رنجانده اند و

شعر مرا با نقدهایی زلزله وار

از پایه و از ریشه اش لرزانده اند و

از گردن شعرم مرا اعدام کردند

آن ها که رو از حرف حق گردانده اند و