X
تبلیغات
رایتل
مهتاب در مرداب - وب نوشته های محمد مظلومی نژاد





















وب نوشته های محمد مظلومی نژاد

جز ایست چیست چاره فردی در ایستگاه؟ از این قطار رفته نباید به دل گرفت!

شب های تاریک ، شب های مرداب
قلاده ی مرداب بر پهنای مهتاب
مرداب خاموش و صدای سیلی باد
امواج زلفی می شود در پیچ و در تاب
روزی که رودی بود در مهتاب جاری
حالا شب کابوس مردابست در خواب
یک تجربه در عمر خود آموخت مهتاب
دیگر ننوشد از دل مرداب ها آب
شاید دوباره چشمه ای از عشق جوشد
تا عکس ماهت را کند تا اوج پرتاب

+نوشته شده در دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1385ساعت04:44 ب.ظتوسط محمد مظلومی نژاد | نظرات (1)

نظرات (1) نظرات (1)