X
تبلیغات
رایتل
وب نوشته های محمد مظلومی نژاد





















وب نوشته های محمد مظلومی نژاد

جز ایست چیست چاره فردی در ایستگاه؟ از این قطار رفته نباید به دل گرفت!

خدایم خوب می داند حریص و آخری خواهم
من آن آشفته مویت را رها از روسری خواهم
نمی دانم چه فصلی هست بهاران یا پاییزان؟
من از اردیبهشت تو بهشت دیگری خواهم
بهارم باش، یارم باش و یادم باش و با من باش
نه حرف این غزل آن نیست که از تو یاوری خواهم
و اینجا جای این بیهوده گویی های مهمل نیست
چرا از بوسه پرهیزم؟ من از تو دلبری خواهم
تو را هر طور می باشی همان گونه پسندیدم
اگر کفر است این باشد از این پس کافری خواهم
نه جای رنگ و نیرنگ است سفیدی برترین رنگ است
چه وقتی با تو گفتم من که نقش پادری خواهم؟
مرا با شرع کاری نیست که عشق آموزگارم شد
بدون هیچ جادویی زتو پیغمبری خواهم
ببین شیطان و شیطانک چطور از من گریزانند
انا الحق حرف من هم شد، که من سوداگری خواهم
میان بیت های من تو پنهان هستی و پیدا
و کی آن لحظه می آید که من افشاگری خواهم
نه ثروت خواهم از او من نه وعده های پوشالی
خدایم خوب می داند حریص و آخری خواهم

+نوشته شده در شنبه 4 آذر‌ماه سال 1385ساعت10:33 ب.ظتوسط محمد مظلومی نژاد | نظرات (0)

نظرات (0) نظرات (0)